Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بیوگندن

تلفظ بین المللی : /bˌijuɡnˈadan/ تلفظ :‌ [b,ijugn'adan]
لغت نامه دهخدا
  • بیوکندن
  • بیگندن
  • بلوندن شارل
  • مزد بیوسیدن
  • نا بیوسیدن
  • بیوندو فلاویو
  • بیوکنن
  • بیوکنن جورج
  • بیوکنن جیمز
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بیوگندن. [ ی َ / یُو گ َ دَ ] ( مص ) بیوکندن. اوکندن. بیفکندن. بر وزن و معنی بیفکندن در همه معانی چه در لغت فارسی «فا» به «واو» تبدیل گردد. ( برهان ). بیفکندن. ( جهانگیری ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) : چون بچه کبوتر منقار سخت کردهموار کرد موی و بیوگند موی زرد.بوشکور ( ازلغت فرس اسدی ).بعضی از خراج و رسوم از مردم بیوگند و لشکری گران به روم فرستاد. ( فارسنامه ابن البلخی ). یکی ده هزار درم بنزدی...

کلمات مرتبط

  • بیوکندن
  • بیگندن
  • بلوندن شارل
  • مزد بیوسیدن
  • نا بیوسیدن
  • بیوندو فلاویو
  • بیوکنن
  • بیوکنن جورج
  • بیوکنن جیمز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات