بئور. [ ب َ ءِ وَ ] ( اِ ) صورت اوستائی کلمه بیور است بمعنی ده هزار. بیور. ده هزار. ( از فرهنگ ایران باستان پورداود ص 31 ).
بیور. [ وَ / ب َ وَ] (اِخ ) مخفف بیوراسب . نام ضحاک ماران و او را بیورسب میخوانده اند و بتخفیف بیور خوانند لیکن صاحب فرهنگ به این معنی بفتح اول و ضم ثانی آورده است . (برهان ). بیورد. لقب ضحاک ، چه ده هزار اسب بر درگاه او موجود بود. (رشیدی ) (انجمن...
فرهنگ عمید
۱. ده هزار. ۲. (صفت ) دارای ده هزار عدد از چیزی.
فرهنگ معین
(وَ ) [ په . ] ( اِ. ) عددی معادل ده هزار.
فرهنگ فارسی
بمعنی ده هزار
هزار، ده هزارعددازچیزی عددی معادل ده هزار . مخفف بیوراسب ٠ نام ضحاک ماران و او را بیورسب میخوانده اند و بتخفیف بیور خوانند لیکن صاحب فرهنگ باین معنی بفتح اول و ضم ثانی آورده است٠
دانشنامه عمومی
(پهلوی) [وَ ] (عدد، صفت، اِسم) بیوار. ده هزار (10000)؛ بزرگترین عددی که در اوستا آمده بیور است (رک دهخدا).
بیور در لغت به معنای ده هزار است.ضحاک لقب ضحاک ماردوش است.آذرجسنسف بیور الاغ یکی از شخصیت های کتاب توپ مرواری است.wiki: ۱۸۳۵ ساخته شد.wiki: بیور (کشتی بخار)...
گویش مازنی
بگو
/baoor/ بگو
۱بی علاقه ۲حالت امتناع گاو از شیردان به گوساله ۳خودداری ...
/bivar/ بی علاقه - حالت امتناع گاو از شیردان به گوساله ۳خودداری دام از خوردن علف که احیانا وسیله ی دام های دیگر نیم خور شده و بوی آن ها بر علف مانده باشد /biver/ بدمزه - غذا یا علوفه ی غیرقابل استفاده ۳ناکارآمد بدرد نخور
فرهنگ اسم ها
اسم: بیور (دختر) (کردی) معنی: بی بهره، عدد میلیون در ریاضی ( نگارش کردی