بیمه. [ م َ / م ِ ] ( از هندی ، اِ ) ضمانت مخصوصی است از جان یا مال که در تمدن جدید رواج یافته است ، به این طور که برای شخص یا مال ماهانه مبلغی به شرکت بیمه میدهند و در صورت اصابت خطر به جان و یا مال ، شرکت مبلغ معینی میدهد. ( از فرهنگ نظام ). اطمینان. مقابل مخاطره ای که محتمل الوقوع باشد. ( ناظم الاطباء ). بیمه ( بانک ) عملی است که اشخاص با پرداخت پولی مسؤولیت کالا یا سرمایه یا جان خود را بعهده ...
فرهنگ عمید
۱. قراردادی که طی آن شخص هرگونه خطر، زیان، و خسارتی را که ممکن است به جان یا مال او وارد شود، با پرداخت حق معینی به عهدۀ شرکت ها یا بنگاه های مخصوص این کار می گذارد که هرگاه آن خطر یا خسارت به او رسید بیمه کننده غرامت آن را بدهد. ۲. شرکت بیمه گر.
فرهنگ معین
(مِ ) ( اِ. ) عقدی است که به موجب آن یک طرف (بیمه گر ) تعهد می کند در ازای پرداخت وجه (حق بیمه ) از طرف دیگر (بیمه گذار ) در صورت وقوع حادثه خسارت وارده بر او را جبران کند و انواع مختلف دارد: آتش سوزی ، اتومبیل ، از کار افتادگی ، حوادث ، عمر، اتکایی ، بیکاری
(مِ) ( اِ.) عقدی است که به موجب آن یک طرف (بیمه گر) تعهد می کند در ازای پرداخت وجه (حق بیمه ) از طرف دیگر (بیمه ...
دانشنامه آزاد فارسی
عقدی که به موجب آن یک طرف (بیمه گر) متعهد می شود که دربرابر پرداخت وجه از طرف دیگر (بیمه گزار)، در صورت وقوع یا بروز حادثه خسارت او را جبران یا وجه معینی بپردازد. وجهی را که بیمه گزار به بیمه گر می پردازد، حق بیمه و آن چه را بیمه می شود، موضوع بیمه می نامند. در روزگاران باستان بابِلی ها نوعی بیمه برای جبران خسارت داشته اند. بیمۀ دریایی در اروپا در اواسط قرن ۱۴م تقریباً عمومیت داشت. بیمۀ عمر در ۱۵۸...
فرهنگ فارسی
( اسم ) عملی است که اشخاص با پرداخت وجهی قرار دادی منعقد کنند که در صورتیکه موضوع بیمه گذاشته بنحوی از انحائ در مخاطره افتد شرکت بیمه از عهد. خسارت بر آید .بیمه شامل مواد ذیل میشود: بیم. عمر بیم. اعضای بدن بیم. حریق بیم. سرقت و غیره . یا شرکت بیمه . شرکتی که اشخاص و موسسات و اموال آنها را در مقابل خطرها و حوادث بیمه کند .
دانشنامه عمومی
بیمه (به انگلیسی: Insurance) سازوکاری است که طی آن یک بیمه گر، بنا به ملاحظاتی تعهد می کند که زیان احتمالی یک بیمه گذار را در صورت وقوع یک حادثه در یک دوره زمانی خاص، جبران نماید یا خدمات مشخصی را به وی ارائه دهد؛ بنابراین، بیمه یکی از روش های مقابله با ریسک است.بیمه های دریایی در مقابل بیمه های غیردریاییبیمه های اموال در مقابل بیمه های اشخاصبیمه های زندگی در مقابل بیمه های غیرزندگیطی یک قرارداد ب...
گویش مازنی
۱ورآمده – خمیر آماده شده برای نان ۲بودم – وجودم داشتم
/bime/ ورآمده – خمیر آماده شده برای نان - بودم – وجودم داشتم
مترادف و متضاد
assurance(اسم)
گرفتاری، اطمینان، گستاخی، خود رایی، خود سری، تعهد، تضمین، بیمه، ضمانت، قید، پشت گرمی، خاطرجمعی، وثیقه، گروی، دلگرمی
insurance(اسم)
بیمه، حق بیمه، پول بیمه
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بیمه (تأمین)، نوعی تعهّد و پیمان میان دو شخص حقیقی یا حقوقی است که به موجب آن یک طرف متعهّد می گردد در ازای پرداخت مبلغی از سوی طرف دیگر، در صورت وقوع یا بروز حادثه، خسارت وارده بر او یا بخشی از آن را جبران نماید.متعهّد را «بیمه گر»، طرف تعهّد را «بیمه گذار» و وجه پرداختی از سوی طرف تعهّد به متعهّد را «حقّ بیمه» یا «وجه بیمه» گویند.عنوان بیمه از عناوین جدید است که به فقه راه یافته و ضمن...