کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بیمار-گین | کلماتور
معانی کلمه : بیمار گین
تلفظ بین المللی :
/bimˈɑr ɡˈin/
تلفظ :
[bim'AR g'in]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بیمار گینی
بیماری کرم گینه
بیمارگین
بیمارگینی
بیمارگون
چاقی بیمارگونه
بیمارگن
بیمارگنی
اختلال دزدی بیمارگون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بیمارگین. ( ص مرکب ) بیمارگن. مسقام. ( یادداشت مؤلف ). علیل. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || ( اِ مرکب ) غذایی که به بیمار دهند. ( آنندراج ). غذای بیمار. پرهیزانه و بیمارانه. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به بیمارگن شود.
فرهنگ فارسی
بیمار گن . مسقام . علیل . یا غذای بیمار . و پرهیزانه و بیمارانه .
کلمات مرتبط
بیمار گینی
بیماری کرم گینه
بیمارگین
بیمارگینی
بیمارگون
چاقی بیمارگونه
بیمارگن
بیمارگنی
اختلال دزدی بیمارگون
نظرات