کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بیل-زدن | کلماتور
معانی کلمه : بیل زدن
تلفظ بین المللی :
/bˈil zˈadan/
تلفظ :
[b'il z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کج بیل زدن
بال زدن بطرف پایین
بال و پر زدن
بی ملاحظه حرف زدن
آرغ بی جا زدن
بال بال زدن
بیخ زدن
پر و بال زدن
ارغ بی جا زدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
بیل زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بکار بردن بیل در شیار کردن یا کندن زمین. با بیل شخم کردن. ( یادداشت مؤلف ).
- امثال :
نه بیل زدم نه پایه ، انگور میخورم در سایه . ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
بکار بردن بیل در شیار کردن یا کندن زمین . با بیل شخم کردن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
hack (فعل)خرد کردن، بریدن، زخم زدن، بیل زدنshovel (فعل)انداختن، بیل زدن، با بیل کندنspade (فعل)بیل زدن، با بیل کندن، با بیل برگرداندن...
کلمات مرتبط
کج بیل زدن
بال زدن بطرف پایین
بال و پر زدن
بی ملاحظه حرف زدن
آرغ بی جا زدن
بال بال زدن
بیخ زدن
پر و بال زدن
ارغ بی جا زدن
نظرات