بیعت کردن. [ ب َ / ب ِ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با کسی عهد کردن و دست دادن. ( ناظم الاطباء ). دست دادن بعلامت اطاعت. ( یادداشت مؤلف ) : از ایران بر او کرد بیعت سپاه درم داد یکساله از گنج شاه.فردوسی.چون این بیعت بکردم با من [ طاهر ] صد هزار سوار و پیاده است همگان بیعت کرده باشند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 136 ). حضرت رضا ( ع ) از آنچه او بکرد ویرا [ طاهر ] بپسندید و بیعت کردند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص...