بیشینه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص عالی ، اِ مرکب ) مقابل کمینه. ( یادداشت مؤلف ). || حداکثر. خانه چرب. دست پر. مقابل حداقل و دست کم. ( یادداشت مؤلف ). بیشترین مقدار ممکن. ماکزیمم . بزرگترین مقداری که یک کمیت متغیر در شرایط معین میتواند به آن برسد. بعضی ازکمیتهای متغیر بیشینه ندارد مثلاً مساحت مستطیلی که اضلاعش متغیر باشند بیشینه ندارد بلکه میتواند از هر حدی تجاوز کند. از طرف دیگر مساحت مستطیلهایی که محی...
فرهنگ عمید
بیشترین مقدار چیزی، بیشترین مقدار ممکن، حداکثر.
فرهنگ معین
(بِ نِ یا نَ ) (ص نسب . اِمر. ) بیشترین مقدار ممکن .
فرهنگ فارسی
بزرگترین مقدار در مجموعهای از مقادیر، در صورت وجود متـ . ماکسیمم * مصوب فرهنگستان اول
بیشترین مقدارا چیزی، بیشترین مقدارممکن ( صفت اسم ) بیشترین مقدار ممکن .
مترادف و متضاد
maximum(اسم)
منتها درجه، حد اکثر، بیشینه، ماکسیمم، بزرگترین و بالاترین رقم، منتهی درجه
فرهنگستان زبان و ادب
{maximum} [ریاضی] بزرگ ترین مقدار در مجموعه ای از مقادیر، در صورت وجود
متـ . ماکسیمم
* مصوب فرهنگستان اول