بیشترین. [ ت َ ] ( ص عالی ) زیادترین. فزونترین. ( ناظم الاطباء ). غالب. قسمت غالب : پدر از ملک جهان بیشترین یافته بهرپسر از کتب جهان بیشترین کرده زبر.فرخی.مروان روی بهزیمت نهاد تا به حران و زن و فرزند برداشت و از فرات بگذشت و به قنسرین شد از زمین شام و بمرج شد و بیشترین خواسته غارت کرد. ( ترجمه طبری بلعمی ). اندر حدود ختن مردمانند وحشی و مردم خواره و بیشترین خواسته ٔایشان قز است. ( حدود العالم ). ...