بیش . [ ب َ ] (اِخ ) موضعی است و در آن کانها است . (منتهی الارب ).
بیش . (اِخ ) وادی است شیرناک در راه یمامه . بیشة و بِئْشة مثله . (منتهی الارب ). از نواحی یمن است و دره ای است که در آن شهری بنا گردیده که آن را ابوتراب میگفتند. (از معجم البلدان ).
افزونتر؛ بسیارتر؛ فراوانتر.
گیاهی بسیارسمّی با برگهایی شبیه برگ کاهو یا کاسنی و ریشۀ غدهای سفت که اندرون آن سیاه است؛ هلاهل؛ اجلگیاه.
ببین
افزون، بسیار، زیاد، غالب، متجاوز ≠ کم