بیس . [ ب َ ] (ع مص ) میس . تکبر کردن مردم و آزار دادن ایشان را. (از ذیل اقرب الموارد). بزرگی جست...
فرهنگ عمید
زشت، بد.
فرهنگ فارسی
شدید سخت
کلمهای که در ذم استعمال میشود، خلاف نعم نام یکی از خدایان مصر باستان بر شکل انسانی کوتاه قد که چشمانش چون چشمان گاو و پوستش چون پوست شیر است .
دانشنامه عمومی
بیس کاربردهای زیر را دارد:مازه یا ستون فقرات کشتی در لنج سازی بیس نامیده می شود.wiki: محدوده صوتی بیس تولید می کنند. از جملهٔ سازهای بیس می توان به کنترباس، گیتار بیس و طبل بزرگ اشاره کرد.طبقه بندی آلت های موسیقی کار آسانی نیست؛ برای مثال، برخی از ابزارهای موسیقی را می تواند در چند رده، طبقه بندی کرد. ویولنسل در برخی از ارکسترها تنور به حساب می آید اما در کوارتت زهی یک آلت بیس است.wiki: اکتاو صفر ...
گویش مازنی
عدد بیست
شبیه باش – بمان
/bis/ عدد بیست
/bees/ شبیه باش – بمان
گویش بختیاری
بیست.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی بِئْسَ: بدمعنی مَوْرُودُ: آبی که به لب آن رسیده اند- آنچه در آن وارد می شوند (بِئْسَ ﭐلْوِرْدُ ﭐلْمَوْرُودُ :بد سهمی است [آتشی] که در آن وارد میشود.کلمه وَرَد در اصل لغت به معنای قصد رفتن بسوی آب است و به تدریج در چیزهای دیگر استعمال شده ، مثلا گفتهاند : وردت الماء - به لب آب...تکرار در قرآن: ۷۳(بار)wikialkb: ریشه_بئس...