بیر. (اِخ ) آبی است در دیار طی .(از معجم البلدان ). و بیر بدون الف و لام تعریف ، شهری است استوار از نواحی شهرزور. (از معجم البلدان ).
بئر. [ ب ِءْرْ ] (اِخ ) اسم جایی است در زمین موآب که خدا از چاهی که در آنجاست قوم خود اسرائیل را آب داد. و ممکن است همان بئر ایلیم باشد. (از قاموس کتاب مقدس ).
بستر؛ رختخواب.
۱. صاعقه؛ رعدوبرق.
۲. طوفان.
= ویر۱
〈 ازبیر: [قدیمی] = ازبر
[ ع . بئر ] (اِ.) چاه .
(اِ.) حفظ ، از بر کردن ، حافظه .
(اِ.) جامة خواب ، نهالی و توشک ، بستر.
( اِ.) 1 - رعد و برق . 2 - صاعقه ، طوفان .
تپه و کوه
واحد پول کشور اتیوپی. عدد یک به زبان ترکی.
بیر یعنی حافظه خاطره نوشته مکتوب دبیر کسی که این حافظه را بازگو میکند کسی که نوشته ها را میگوید و بازگو میکند و یاد میدهد دبیره یعنی نوشتار
بگیر
خاکستر داغ
بگیر امر به گرفتن
چاه، چاه آب