معانی کلمه : بیدلی
لغت نامه دهخدا
بیدلی . [ دِ ] (اِخ ) از گفته ٔ مؤلف مرآة الخیال چنین برمی آید که وی بانویی بسیار خوش طبع و خوش فکر و خوشگو و زیبا و شوهرش شیخ عبداﷲ دیوانه پسر خواجه حکیم بوده است . (مرآة الخیال ص 338).
فرهنگ عمید
عاشقی.
فرهنگ فارسی
۱ - آزردگی دلتنگی . ۲ - ترس جبن . ۳ - دلدادگی شیدایی .
از گفته مولف مر آه الخیال چنین برمیاید که وی بانویی بسیار خوش طبع و خوش فکر و خوشگو و زیبا و شوهرش شیخ عبدالله دیوانه پسر خواجه حکیم بوده است .
از گفته مولف مر آه الخیال چنین برمیاید که وی بانویی بسیار خوش طبع و خوش فکر و خوشگو و زیبا و شوهرش شیخ عبدالله دیوانه پسر خواجه حکیم بوده است .
دانشنامه عمومی
بیدلی، روستایی از توابع بخش رودبارالموت شهرستان قزوین در استان قزوین ایران است.
این روستا در دهستان الموت بالا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵ نفر (۱۱خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان الموت بالا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵ نفر (۱۱خانوار) بوده است.
wiki: بیدلی
