معانی کلمه : بیت
لغت نامه دهخدا
بیت . [ ب َ ] (ع مص ) به شب کردن چنین . (منتهی الارب ). || زناشویی کردن ؛ بات الرجل یبیت بیتاً؛ تزوج . رجوع به بیتوتة شود. و فلاناً، زوجه (لازم و متعدی ). (از اقرب الموارد). زن کردن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
۱. [جمع: ابیات] (ادبی ) دو مصراع از شعر.
۲. [جمع: بُیُوت، جمع الجمع: بُیُوتات] [قدیمی] خانه.
۲. [جمع: بُیُوت، جمع الجمع: بُیُوتات] [قدیمی] خانه.
فرهنگ معین
(بِ یا بَ ) [ ع . ] ( اِ. ) ۱ - خانه ، اتاق . ج . بیوت . ۲ - دو مصراع از شعر. ج . ابیات .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
رقم دوگانی صفر یا یک
خانه، بیوت جمع، ابیات جمع
( اسم ) ۱ - خانه اطاق . جمع : بیوت . جمع الجمع : بیوتات . ۲ - دو مصراع از شعر. جمع : ابیات .
ظاهرا نام پارچه ایست .
( اسم ) ۱ - خانه اطاق . جمع : بیوت . جمع الجمع : بیوتات . ۲ - دو مصراع از شعر. جمع : ابیات .
ظاهرا نام پارچه ایست .
دانشنامه عمومی
هر عبارتی در نثر که مشتمل بر پنجاه کلمه باشد، مقدار یک متن مشتمل بر پنجاه کلمه، در مقابل بیت شعر که مشتمل بر دو مصراع باشد. در قدیم اکثر مؤرخین و تذکره نویسان براى تعیین حجم کتاب این اصطلاح را به کار می بردند.
مترادف و متضاد
دومصراع شعر
اطاق، خانه، دار، سرا، کاشانه، منزل
۱. اطاق، خانه، دار، سرا، کاشانه، منزل
۲. دومصراع شعر
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{bit} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، رمزشناسی] رقم دوگانی صفر یا یک
