کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-گواه | کلماتور
معانی کلمه : بی گواه
تلفظ بین المللی :
/bi ɡavˈɑh/
تلفظ :
[bi gav'Ah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گواهی نامه های شغلی شبکه بی سیم
گواهینامه بی اتحادیه فوتبال اروپا
اثبات بی گناهی کردن
بی گناهی
ترانه های بی گناهی
روز بی گناهان
بی گناه
سر بی گناه پای دار می رود اما بالای دار نمی رود
بی گناه گونه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی گواه. [ گ ُ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) بی دلیل. بی برهان. بدون گواه :
بدستور دانا چنین گفت شاه
که دعوی خجالت بود بی گواه.
سعدی.
و رجوع به گواه شود.
فرهنگ فارسی
بی دلیل . بی برهان . بدون گواه .
کلمات مرتبط
گواهی نامه های شغلی شبکه بی سیم
گواهینامه بی اتحادیه فوتبال اروپا
اثبات بی گناهی کردن
بی گناهی
ترانه های بی گناهی
روز بی گناهان
بی گناه
سر بی گناه پای دار می رود اما بالای دار نمی رود
بی گناه گونه
نظرات