کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-پایاب | کلماتور
معانی کلمه : بی پایاب
تلفظ بین المللی :
/bi pˈɑjɑb/
تلفظ :
[bi p'AjAb]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بی پایانی جهان هستی و جهان های جزیی
با شرارت بی پایان
بی پایان
بی خوابی پایانی
راه بی پایان
تابستان بی پایان
ترانه بی پایان
تعداد روزهای بی پایان ما
حلقه نور بی پایان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
بی پایاب. ( ص مرکب ) عمیق. ژرف. که عمق آن معلوم نیست :
رسیده در بیابانهای بی انجام و بی منزل
برون رفته ز دریاهای بی پایاب و بی پایان.
فرخی.
وقتی در آبی تا میان دستی و پایی میزدم
اکنون همان پنداشتم دریای بی پایاب را.
سعدی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ژرف ( دریا رود بزرگ ) عمیق .
مترادف و متضاد
ژرف، عمیق ≠ پایاب
کلمات مرتبط
بی پایانی جهان هستی و جهان های جزیی
با شرارت بی پایان
بی پایان
بی خوابی پایانی
راه بی پایان
تابستان بی پایان
ترانه بی پایان
تعداد روزهای بی پایان ما
حلقه نور بی پایان
نظرات