Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی مأوی

تلفظ بین المللی : /bi mˈɑvi/ تلفظ :‌ [bi m'Avi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ادم بی فرهنگ و بی ذوق و مادی
  • الزایمر بیماری
  • ریشه کنی بیماری
  • سیر طبیعی بیماری
  • طیف بیماری
  • علی بیضاوی
  • قاسم بیضاوی
  • قاضی بیضاوی
  • بریل بیماری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی مأوی. [ م َءْوا ] ( ص مرکب ) ( از: بی + مأوی ̍ ) بی جایگاه. بی خانمان. ( آنندراج ). بی پناهگاه. || نامسکون. ( ناظم الاطباء ). || ناضیافت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بی جایگاه بی خانمان . بی پناهگاه . یا نامسکون . یا ناضیافت .

کلمات مرتبط

  • ادم بی فرهنگ و بی ذوق و مادی
  • الزایمر بیماری
  • ریشه کنی بیماری
  • سیر طبیعی بیماری
  • طیف بیماری
  • علی بیضاوی
  • قاسم بیضاوی
  • قاضی بیضاوی
  • بریل بیماری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات