کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-مالی | کلماتور
معانی کلمه : بی مالی
تلفظ بین المللی :
/bi mˈɑli/
تلفظ :
[bi m'Ali]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ادم بی فرهنگ و بی ذوق و مادی
الزایمر بیماری
ریشه کنی بیماری
سیر طبیعی بیماری
طیف بیماری
بریل بیماری
مبارزه با بیماری
مدیریت بیماری
مرکز مبارزه با بیماری ها
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی مالی. ( ص مرکب ) فقر. نداشتن ثروت و مال. تهیدستی. ناداری :
شد ز بی مکسبی و بی مالی
ملک شه از مؤدیان خالی.
نظامی.
فرهنگ فارسی
فقر . نداشتن ثروت و مال . تهیدستی . ناداری .
کلمات مرتبط
ادم بی فرهنگ و بی ذوق و مادی
الزایمر بیماری
ریشه کنی بیماری
سیر طبیعی بیماری
طیف بیماری
بریل بیماری
مبارزه با بیماری
مدیریت بیماری
مرکز مبارزه با بیماری ها
نظرات