Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی مادر

تلفظ بین المللی : /bimˈɑdar/ تلفظ :‌ [bim'AdaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بی پدر و مادر
  • بی دست مادرزاد
  • بی دستی مادرزاد
  • بی سرودست مادرزاد
  • بی سرودستی مادرزاد
  • بی قلب مادرزاد
  • بی قلبی مادرزاد
  • باشگاه فوتبال اتلتیکو مادرید بی
  • پسر ایران از مادرش بی اطلاع است
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی مادر. [ دَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + مادر ) که مادر از دست داده باشد. که مادر ندارد. که مادر او مرده باشد. در تداول فارسی زبانان یتیم : یَتم ، یُتم ؛ بی مادر شدن چهارپای. ( تاج المصادر ). کَلالَة؛ بی مادر و فرزند شدن. ( تاج المصادر ) :
دگر کودکانی که بی مادرند
زنانی که بی شوی و بی چادرند.
فردوسی.
رجوع به مادر و بی پدر و مادر شود.

فرهنگ فارسی

که مادر از دست داده باشد . که مادر ندارد . کسی که مادر او مرده باشد

کلمات مرتبط

  • بی پدر و مادر
  • بی دست مادرزاد
  • بی دستی مادرزاد
  • بی سرودست مادرزاد
  • بی سرودستی مادرزاد
  • بی قلب مادرزاد
  • بی قلبی مادرزاد
  • باشگاه فوتبال اتلتیکو مادرید بی
  • پسر ایران از مادرش بی اطلاع است
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات