کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-قیل-و-قال | کلماتور
معانی کلمه : بی قیل و قال
تلفظ بین المللی :
/bi q1ˈil vˈa q1ˈɑl/
تلفظ :
[bi q1'il v'a q1'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بی قید و شرط
تسلیم بی قید و شرط
دختران زمینی بی قید و بندند
بی قید در امور جنسی
بی قید
بی قول
بی قال
قتل های ای بی سی
قزل الای بی رحم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی قیل و قال. [ ل ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + قیل + و + قال ) بی بحث و گفتگو. بی جر و بحث. بی داد و فریاد :
ای لقای تو جواب هر سؤال
مشکل از تو حل شود بی قیل و قال.
مولوی.
و رجوع به قیل و قال شود.
فرهنگ فارسی
بی بحث و گفتگو . بی جر و بحث . بی داد و فریاد .
کلمات مرتبط
بی قید و شرط
تسلیم بی قید و شرط
دختران زمینی بی قید و بندند
بی قید در امور جنسی
بی قید
بی قول
بی قال
قتل های ای بی سی
قزل الای بی رحم
نظرات