بی قرار. [ ق َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + قرار ) بی سکون. ( آنندراج ). بی ثبات و تغییرپذیر و ناپایدار. ( ناظم الاطباء ). آنکه ثبات ندارد. متحرک : تا بی قرار گردون اندر مدار باشدواندر مدار گردون کس را قرار باشد.منوچهری.وین بلند و بی قرار وصعب دولاب کبودگرد این گوی سیه تا کی همی خواهد دوید.ناصرخسرو.ای مادر فرزندخوارای بی قرار ای بی مدار.ناصرخسرو.بی قرار است همچو آب سراب دود تیره است همچو ابر مطیر.ناصرخ...
فرهنگ عمید
۱. بی آرام، ناآرام، بی تاب. ۲. ناپایدار.
فرهنگ معین
(قَ ) (ص مر. ) ۱ - ناپایدار، بی ثبات . ۲ - بی صبر، ناشکیبا.
فرهنگ فارسی
ویژگی فرد دچار بیقراری
( صفت ) ۱ - بی ثبات تغییر پذیر ناپایدار. ۲ - ناشکیبا بیصبر .
دانشنامه عمومی
آشفته.
بی قرار آلبومی از شهرام ناظریبی قرار فیلمی از گاس ون سنت - ۲۰۱۱ میلادیبی قرار فیلمی از ایرج قادری - ۱۳۵۲بی قرار فیلمی از مجید قاری زاده - ۱۳۷۳بی قرار نام یک مجموعه تلویزیونی ایرانی است به کارگردانی فلورا سام - ۱۳۹۲wiki: شبکه دو سیما رفت.محمدرضا شریفی نیا (پدر رعنا)لاله اسکندری (رعنا شمس)کامران تفتی (رامین پایور)آتیلا پسیانی (شاهین پایور)پژمان بازغی (خسرو نقیبی)محمد صادقی (دکتر فروهر)ش...
مترادف و متضاد
شیدا، شوریده
حیران، سرگشته، سر به گریبان
ضجر، ناآرام، ناآسوده، آرامناپذیر
بیتاب، ناشکیب، بیصبر، بیطاقت، ناشکیبا ≠ آرام
agog (صفت)نگران، بی قرار، مشتاقdisquiet (صفت)بی قرارrestless (صفت)مضطرب، بی قرار، بی آرامfidgety (صفت)بی قرار، ناراحت، بی آرامیhectic (صفت)بی قرار، گیج کننده، دارای تب لازمrestive (صفت)بی قرار، سرکش، کله شق، چموش، رام نشوvariable (صفت)بی قرار، متغیر، تغ...