کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بی قدرت کردن
تلفظ بین المللی :
/biq1dˈarat kˈardan/
تلفظ :
[biq1d'aRat k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بی قدر کردن
بی قدرت
انا به قدرت بی نهایت
قدر بی
بی پیش قدر
بی قدر
بی قدری
بیقدرت
باقدرت
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
benumb
(فعل)
بی حس کردن، کشتن، بی قدرت کردن، کرخ کردن
کلمات مرتبط
بی قدر کردن
بی قدرت
انا به قدرت بی نهایت
قدر بی
بی پیش قدر
بی قدر
بی قدری
بیقدرت
باقدرت
نظرات