بی طرفی. [ طَ رَ ] ( حامص مرکب ) ( اصطلاح سیاسی ) عمل و حالت بی طرف. تصمیم عدم دخالت در امور سیاسی یا عدم دخول در جنگ که دولت سومی بخود گیرد چون دو دولت در حالت جنگ یا تیرگی مناسبات سیاسی باشند. ( از یادداشت مؤلف ). عدم دخالت در دسته بندیهای سیاسی. || عدم تعصب و جانبداری.- بی طرفی مسلح. ( یادداشت مؤلف ) ؛ ( اصطلاح سیاسی ) در حقوق بین الملل ، حالت یک یا چند ملت یا مملکت که در عین بی طرفی در جنگ ب...
فرهنگ عمید
۱. بی طرف بودن. ۲. (سیاسی ) دخالت نکردن یک دولت مستقل در کشمکش های دولت های متخاصم.
دانشنامه آزاد فارسی
بی طَرَفی (neutrality)در حقوق بین الملل، موضعِ کشوری که تصمیم می گیرد در جنگِ دیگر کشورها شرکت نکند و در قبال آن ها سیاستی یکسان و بی طرفانه در پیش گیرد. از کشورهای درگیر در جنگ انتظار می رود که از هر گونه تعرض به سرزمین دولت بی طرف خودداری کنند. بی طرفی دائمی با بی طرفی موقت از این لحاظ تفاوت دارد که بی طرفی دائمی، مانند موضع سوئیس، به موجب معاهده ای چندجانبه ایجاد می شود، حال آن که بی طرفی موقت ...
فرهنگ فارسی
موضع حقوقی یک دولت مبنیبر عدم جانبداری از هریک از دو طرف درگیر در جنگ
۱ - عدم تعصب عدم جانبداری . ۲ - عدم دخالت در دسته بندیهای سیاسی .
دانشنامه عمومی
بی طرفی یکی از اصول عدالت است مبنی بر اینکه تصمیمات باید بر مبنای معیارهای عینی باشد، نه بر مبنای گرایش های خاص، پیش داوری یا نفع طلبی. معمولاً نگاه بی طرفانه، نگاه اخلاقی محسوب می شود.wiki: بی طرفی بی طرفی (روابط بین الملل). بی طرفی بیانگر یک وضعیت حقوقی یک دولت دربرابر جنگ بین سایر دولت ها است. دولت بی طرف باید رفتار واحدی در برابر طرفین جنگ در پیش گیرد. اصل عدم جانبداری در واقع وظیفهٔ اصلی دول...
مترادف و متضاد
impartiality(اسم)
انصاف، بیطرفی
neutrality(اسم)
بیطرفی، نادرگیری
فرهنگ فارسی ساره
بی سویگ
فرهنگستان زبان و ادب
{neutrality} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] موضع حقوقی یک دولت مبنی بر عدم جانب داری از هریک از دو طرف درگیر در جنگ