بی شرف. [ ش َ رَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + شرف ) بی حرمت. بی آبرو. بی عرض. بی ناموس. ( ناظم الاطباء ). فرومایه. مایه ننگ و عار. رجوع به شرف و ترکیبات آن شود.
فرهنگ عمید
۱. بی عزت. ۲. بی آبرو. ۳. بی ناموس.
فرهنگ معین
(شَ رَ ) [ فا - ع . ] (ص مر. ) ۱ - بی - آبرو، بی عزت . ۲ - بی ناموس .
dishonest (صفت)متقلب، نا درست، دغل، بی شرف، بی همه چیز، تقلبامیزblackguardly (صفت)بی شرفungentle (صفت)بی شرفrapscallion (اسم)سیاه بند، ادم رذل، رذل، ادم بی شرف، بیشرف...