بی ریا. [ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + ریا ) مخلص و راستباز و صادق. ( آنندراج ). صادق. مخلص. راست و باصداقت.( ناظم الاطباء ). بدون تظاهر و خودنمائی : اختیار دست او جود است جود بی ریااعتقاد رای او عدلست عدل بی عوار.منوچهری.زین جهانداران و شاهان و خداوندان ملک هر که نبود بنده تو بی ریا و بی نفاق هریکی را مال گردد بی ربا دادن حرام هر یکی را زن شود بی هیچ گفتاری طلاق.منوچهری.پس از آن آمدن بدرگاه عالی از دل...
فرهنگ عمید
کسی که دورویی و ظاهرسازی نکند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بدون ریا بدون سالوس صادق و مخلص .
دانشنامه عمومی
همچنین نگاه کنید به بی ریا. خوش آمدید به بیریا بیریا (به عربی: بیریا) روستایی فلسطینی، واقع در ۱٫۵ کیلومتری شمال شرق صفد بود.
naive (صفت)ساده، ساده لوح، ساده دل، ساده طبع، بی ریا، خام، بی تجربه، ساده و بی تکلفsincere (صفت)خالص، صادق، صمیمی، بی ریا، قلبی، راست نما، مخلصcandid (صفت)راست، بی تزویر، صمیمی، بی پرده، منصفانه، بی ریا، صاف و ساده، قلبی، راستگوheartfelt (صفت)خالص، صمیمی، بی ریا، قلبی، از روی صمیمیتunaffected (صفت...