کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-رضا | کلماتور
معنی کلمه : بی رضا
تلفظ بین المللی :
/bi rˈezɑ/
تلفظ :
[bi R'ezA]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
شر بی رضا خدا
کسی را بی اراده الت دست کردن
برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند
به یا با زبان بی زبانی چیزی را گفتن یا فهماندن
چه چیزی زیست شناسی را بی همتا می سازد
رابرت بی دن پاول
رابرت بی شرمن
رابرت بی لیتون
رابرت بی مورگان
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
بی رضا. [ رِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + رضا ) بی اجازت و خشنودی. ( آنندراج ). بدون اجازه. ( ناظم الاطباء ). بی خرسندی و خشنودی :
زن کز بر مرد بیرضا برخیزد
بس فتنه و جنگ از آن سرا برخیزد.
سعدی.
و رجوع به رضا شود.
کلمات مرتبط
شر بی رضا خدا
کسی را بی اراده الت دست کردن
برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند
به یا با زبان بی زبانی چیزی را گفتن یا فهماندن
چه چیزی زیست شناسی را بی همتا می سازد
رابرت بی دن پاول
رابرت بی شرمن
رابرت بی لیتون
رابرت بی مورگان
نظرات