کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-حس-و-بی-روح-کردن | کلماتور
معنی کلمه : بی حس و بی روح کردن
تلفظ بین المللی :
/bˈihas vˈa bˈiruːh kˈardan/
تلفظ :
[b'ihas v'a b'iRu:h k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بی حس
بی حس کننده موضعی
بی حس کننده نخاعی
بی حس کردن
بی حس کننده
بی حس شدن
در اثر سرما بی حس شدن
نمک قلیایی بی حس کننده
بیحس
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
deaden
(فعل)
بی جان شدن، بی حس و بی روح کردن
کلمات مرتبط
بی حس
بی حس کننده موضعی
بی حس کننده نخاعی
بی حس کردن
بی حس کننده
بی حس شدن
در اثر سرما بی حس شدن
نمک قلیایی بی حس کننده
بیحس
نظرات