Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی جان کردن

تلفظ بین المللی : /bˌidʒɑn kˈardan/ تلفظ :‌ [b,idZAn k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • با حروف الفبا بیان کردن
  • با صدا بیان کردن
  • با لغات بیان کردن
  • با واژه های دیگری بیان کردن
  • باتمسخر بیان کردن
  • ادعای بیجا کردن
  • بصورت شفاهی بیان کردن
  • بطور مختصر بیان کردن
  • به تفصیل بیان کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بی جان کردن. [ ک َ دَ] ( مص مرکب ) کشتن. از بین بردن. گرفتن : من او را به یک سنگ بی جان کنم دل زال و رودابه پیچان کنم.فردوسی.بفرمود پس تاش بی جان کنندبرابر دل و دیده گریان کنند.فردوسی.از آن پس که بی توش و بی جانش کردبر آن آتش تیز بریانش کرد.فردوسی.سنگی بر سنگ زد و از جان بی جان کرد. ( سندبادنامه ص 202 )....

فرهنگ فارسی

کشتن . از بین بردن . گرفتن

مترادف و متضاد

devitalize (فعل)
ضعیف کردن، بی جان کردن، از نیرو انداختن، از کار انداختن

devitalise (فعل)
بی جان کردن، از نیرو انداختن، از کار انداختن

کلمات مرتبط

  • با حروف الفبا بیان کردن
  • با صدا بیان کردن
  • با لغات بیان کردن
  • با واژه های دیگری بیان کردن
  • باتمسخر بیان کردن
  • ادعای بیجا کردن
  • بصورت شفاهی بیان کردن
  • بطور مختصر بیان کردن
  • به تفصیل بیان کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات