کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-اندازه-سرد-کردن | کلماتور
معنی کلمه : بی اندازه سرد کردن
تلفظ بین المللی :
/bˌiandˌɑzeː sˈard kˈardan/
تلفظ :
[b,iand,Aze: s'aRd k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
باندازه سر سنجاق
بی اندازه
بی اندازه خرد
بیاندازه
باندازه
باندازه ء کافی
باندازه طبیعی
باندازه کامل بمقیاس کامل
باندازه کف دست
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
freeze
(فعل)
ثابت کردن، یخ بستن، فلج کردن، منجمد شدن، سرمازدن، برجای خشک شدن، بی اندازه سرد کردن، غیر قابل حرکت ساختن، سرمازده کردن
کلمات مرتبط
باندازه سر سنجاق
بی اندازه
بی اندازه خرد
بیاندازه
باندازه
باندازه ء کافی
باندازه طبیعی
باندازه کامل بمقیاس کامل
باندازه کف دست
نظرات