کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-آبروی | کلماتور
معنی کلمه : بی آبروی
تلفظ بین المللی :
/bi ˌɑberˈuje/
تلفظ :
[bi ,AbeR'uje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
بی ابروی
بی آبرویی
بی ابرویی
بی آبرو کردن
بی ابرو کردن
بی آبرو
بی ابرو
کار سخیف و بی ارزش و ابرو بر
بی ابرو 2
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
بی آبروی .
(ص مرکب ) ناپسند و ناموافق . (ناظم الاطباء). بی آبرو
:
یکی خرد گوساله در پیش اوی
تنش لاغر و خشک و بی آبروی .
فردوسی .
وگر زین هنرها نیابی دروی
همانا که یابیش بی آبروی .
فردوسی .
و رجوع به ماده ٔ قبل شود.
کلمات مرتبط
بی ابروی
بی آبرویی
بی ابرویی
بی آبرو کردن
بی ابرو کردن
بی آبرو
بی ابرو
کار سخیف و بی ارزش و ابرو بر
بی ابرو 2
نظرات