کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بکن-کردن | کلماتور
معانی کلمه : بکن کردن
تلفظ بین المللی :
/bˈokon kˈardan/
تلفظ :
[b'okon k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
از مرکز بدن دور کردن
از بین رفتن رد کردن دادخواست
بین المللی کردن
جامه بتن کردن
در بدن جذب کردن
در بدن فرو کردن
سر جلوتر از بدن حرکت کردن در حال راه رفتن
گل بن کردن
دنبال کردن و از بین بردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بکن کردن. [ ب َ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بریان کردن آرد نخود. ( ناظم الاطباء ). || نهادن گرد خشک در دهان. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بریان کردن آرد نخود ٠ یا نهادن گرد خشک در دهان ٠
کلمات مرتبط
از مرکز بدن دور کردن
از بین رفتن رد کردن دادخواست
بین المللی کردن
جامه بتن کردن
در بدن جذب کردن
در بدن فرو کردن
سر جلوتر از بدن حرکت کردن در حال راه رفتن
گل بن کردن
دنبال کردن و از بین بردن
نظرات