بکسه . [ ب ُ س َ / س ِ ] (اِ) حصّه و پارچه ای از گوشت را گویند. (برهان ). قطعه ای از گوشت . (ناظم الاطباء). پارچه ٔ گوشت . (رشیدی ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ).
بکسة. [ ب ُ س َ ] (ع اِ) شش خنج کجین و آن را کجة هم گویند و هی خزفة یدورها الصبی کأنها کرة یتقامر بها. (منتهی الارب ). شش خنج کجین و آن راکجه هم گویند. (...
فرهنگ عمید
تکه ای از گوشت.
فرهنگ فارسی
( اسم ) قطعه ای از گوشت . گویی که کودکان از پارچه درست میکنند و بدان بازی مینمایند و آنرا کجه نیز گویند ٠ یا پار. از سفال ٠