معانی کلمه : بکتاش
لغت نامه دهخدا
بکتاش . [ ب َ ] (اِخ ) نام پهلوانی دلیر که شیخ سعدی در گلستان از وی ذکر می کند. (ناظم الاطباء). و رجوع به بگتاش شود.
فرهنگ عمید
۱. هریک از خادمان یک آقا یا امیر.
۲. بزرگ ایل و طایفه.
۲. بزرگ ایل و طایفه.
فرهنگ معین
(بَ ) (اِمر. ) ۱ - هر یک از خادمان یک امیر. ۲ - بزرگ ایل و طایفه .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- هر یک از خادمان یک امیر . ۲- بزرگ یک دسته بزرگ ایل .
ده از دهستان مرحمت آباد بخش میاندو آب شهرستان مراغه . آب از زرینه رود و چاه . محصول : غلات چغندر کشمش بادام و کرچک . شغل : زراعت و جاجیم بافی .
ده از دهستان مرحمت آباد بخش میاندو آب شهرستان مراغه . آب از زرینه رود و چاه . محصول : غلات چغندر کشمش بادام و کرچک . شغل : زراعت و جاجیم بافی .
دانشنامه عمومی
بیگ تاش (بی تاش-بی تش ) - رئیس قوم تاش - قومی که در جنوب آذربایجان زندگی و حکومت داشتند- نام ده بزرگی در 15 کیلومتری میاندآب با حداقل یک هزار خانوار -منطقه ای حاصلخیز در دشت زرینه رود میاندوآب
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: baktāš) (ترکی) (در قدیم) فرماندهی یگ گروه ، بزرگ ایل ؛ هر یک از خادمان و همراهان یک امیر ، بزرگ ایل و طایفه.
اسم: بکتاش (پسر) (ترکی) (تلفظ: baktāš) (فارسی: بَکتاش) (انگلیسی: baktash)
معنی: بزرگ ایل و طایفه، ( در قدیم )، فرمانده ی یگ گروه، بزرگ ایل، هر یک از خادمان و همراهان یک امیر، نام یکی از پادشاهان خوارزم
معنی: بزرگ ایل و طایفه، ( در قدیم )، فرمانده ی یگ گروه، بزرگ ایل، هر یک از خادمان و همراهان یک امیر، نام یکی از پادشاهان خوارزم
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بکتاش (ابهام زدایی). بکتاش ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • بکتاش ولی، صوفی قرن هفتم و بنیانگذار طریقت بکتاشیه• بکتاش اصفهانی، از عرفای ساکن اصفهان
...
...
wikifeqh: بکتاش
