کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بکار-گماشتن | کلماتور
معانی کلمه : بکار گماشتن
تلفظ بین المللی :
/bekˈɑr ɡˈomɑʃtˌan/
تلفظ :
[bek'AR g'omASt,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بکاری گماشتن
بار خود را بر زمین گذاشتن
بار خود را زمین گذاشتن
بار گذاشتن
بکار
بکار یوسف
بکار اجباری گماری
بکار امدن
بکار انداختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
بکار گماشتن. [ ب ِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بکار داشتن. بکار واداشتن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بکار داشتن
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
engage (فعل)مشغول کردن، گرفتن، از پیش سفارش دادن، نامزد کردن، استخدام کردن، بکار گماشتن، متعهد کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرو دادن، قول دادن، نامزد گرفتن، عهد کردنemploy (فعل)مشغول کردن، استعمال کردن، استخدام کردن، بکار گرفتن، بکار گماشتن، استخذام کردن...
کلمات مرتبط
بکاری گماشتن
بار خود را بر زمین گذاشتن
بار خود را زمین گذاشتن
بار گذاشتن
بکار
بکار یوسف
بکار اجباری گماری
بکار امدن
بکار انداختن
نظرات