بکار آمدن . [ ب ِ م َ دَ ] (مص مرکب ) مفید بودن . فایده داشتن . (ناظم الاطباء). لازم بودن : چنین پاسخ آوردش اسفندیارکه گفتار بیشی نیاید بکار. فردوسی .اگر صد هزارند و گر صد سوارفزونی لشکر نیاید بکار. فردوسی .تو این تاج و انگشتری را بداربود روز کاین هردو آید بکار. فردوسی .ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آیدکلید باغ ما را ده که فردامان بکار آید. فرخی .امیر ضعیف بکار نیاید. (تاریخ بیهقی ).بود پادشا...