کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بچه-داری | کلماتور
معانی کلمه : بچه داری
تلفظ بین المللی :
/batʃtʃˈeːdɑrˌi/
تلفظ :
[batStS'e:dAR,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بچه داری در روز
بچه داری سربار
هر کاری که دوست داری انجام بده
نازکش داری ناز کن نداری پاتو رو به قبله دراز کن
اگر اب در یا به دست داری زمین بگذار و
بچه دار
بچه دار شدن
به من بگو دوستم داری
قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بچه داری. [ ب َ چ َ/ چ ِ ب َچ ْ چ َ / چ ِ ] ( حامص مرکب ) داشتن بچه. || نگاهداری بچه. حفظ کودک از ناملایمات. پرستاری طفل خردسال : زن خوب کارش خانه داری و بچه داری است.
فرهنگ فارسی
داشتن بچه یا نگاهداری بچه .
کلمات مرتبط
بچه داری در روز
بچه داری سربار
هر کاری که دوست داری انجام بده
نازکش داری ناز کن نداری پاتو رو به قبله دراز کن
اگر اب در یا به دست داری زمین بگذار و
بچه دار
بچه دار شدن
به من بگو دوستم داری
قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار
نظرات