Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بوییدنی

تلفظ بین المللی : /beviːdˈani/ تلفظ :‌ [bevi:d'ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • بوییدن
  • بوسیدنی
  • تپه قلعه بویینی
  • تپه قلعه بویینی 2
  • دژ بویینی بوغون
  • محوطه کومز بویینی
  • زمین بوسیدن
  • بودنی سمیون
  • بورینی حسن بن محمد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

بوئیدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) آنچه لایق بوئیدن باشد. رجوع به بوییدنی شود.
بوییدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل بوییدن. لایق بوییدن. درخوربوییدن. || مشهوم. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

۱. درخور بوییدن.
۲. هرچیز خوش بو که آن را ببویند.

کلمات مرتبط

  • بوییدن
  • بوسیدنی
  • تپه قلعه بویینی
  • تپه قلعه بویینی 2
  • دژ بویینی بوغون
  • محوطه کومز بویینی
  • زمین بوسیدن
  • بودنی سمیون
  • بورینی حسن بن محمد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات