بوی. ( اِ ) عطریات. ( برهان ) ( انجمن آرا ). عطر و شمیم و عطریات و چیزهای معطر. ( ناظم الاطباء ). بو. ( فرهنگ فارسی معین ). این کلمه با کلماتی چون : شب ( شب بوی )، سمن ( سمن بوی )، غالیه ( غالیه بوی )، خوش ( خوش بوی )، کافور ( کافوربوی )، شیر ( شیربوی )، هم ( هم ب...
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - آنچه بوسیل. بینی و حس شامه احساس شود ( اعم از خوب یا بد ) رایحه . ۲ - بوی خوش . ۳ - امید آزو . ۴ - اثر نشان . ۵- بوبا یا بلند شدن بو . متصاعد شدن بو. یا بو بر دماغ زدن. ۱ - رسیدن بو بدماغ . ۲ - رسانیدن بو بدماغ .
دانشنامه عمومی
بوی (به مجاری: Buj) یک منطقهٔ مسکونی در مجارستان است که در زابولکس-زاتمار-بریج واقع شده است. بوی ۳۲٫۷۶ کیلومتر مربع مساحت و ۲٬۲۸۷ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای مجارستانwiki: ناحیهٔ بویی واقع شده است و ۲۵٫۳۴ کیلومتر مربع مساحت و ۳٬۸۸۷ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای مجارستانشهرهای سمریاخ، هرولدسبرگ، Cernat (رومانی) و Neded (اسلواکی) خواهرخوانده های بوی هستند.wiki: بوی (مجارستان)...