Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بوم

تلفظ بین المللی : /bˈuːm/ تلفظ :‌ [b'u:m]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • بوم ساخت
  • بوم شناسی
  • بوم شناسی ازمایشی
  • بوم شناسی تاریخی
  • بوم شناسی رفتاری
  • بوم شناسی شهری
  • بوم شناسی شیمیایی
  • بوم شناسی عوارض طبیعی
  • بوم شناسی کلان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بوم . (ع اِ) جغد و آن پرنده ای است که به نحوست اشتهار دارد. و بعضی گویند بوم پرنده ای است از جنس جغد، لیکن بسیار بزرگ و سر و گوش و چشمهای او بگربه میماند و شبها شکار کند و روزها پرواز نتواند کرد مگر چند قدمی . و بعضی گویند به این معنی ، عربی است . (برهان ) (آنندراج ). بوم و بومة. جغد. ومذکر و مؤنث در وی یکسان است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جغد. بوف . (فرهنگ فارسی معین ) : گاو مسکین ز کید دم...

فرهنگ عمید

جغد#NAME?

۱. سرزمین.
۲. شهر.
۳. ناحیه.
۴. زمینه؛ متن.
۵. (نقاشی) زمینۀ آماده‌شده برای نقاشی.
۶. [قدیمی] پارچه یا چیز دیگر که بر روی آن نقاشی کنند.
۷. [قدیمی] جا؛ مٲوا.
۸. [قدیمی] زمین.
⟨ بوم‌وبر: = بروبوم

۱. سرزمین.۲. شهر.۳. ناحیه.۴. زمینه، متن.۵. (نقاشی ) زمینۀ آماده شده برای نقاشی.۶. [قدیمی] پارچه یا چیز دیگر که بر روی آن نقاشی کنند.۷. [قد...

فرهنگ معین

( اِ.) جغد.

[ په . ] ( اِ.) 1 - سرزمین ، ناحیه . 2 - زمین شیار نکرده . 3 - جا، مقام . 4 - سرشت ،طبیعت . 5 - پارچه قاب گرفته ای که روی آن نقاشی کنند. 6 - زمینة پارچة زردوزی شده .

[ په . ] ( اِ. ) ۱ - سرزمین ، ناحیه . ۲ - زمین شیار نکرده . ۳ - جا، مقام . ۴ - سرشت ،طبیعت . ۵ - پارچه قاب گرفته ای که روی آن نقاشی کنند. ۶ - زمینة پارچة زردوزی شده . ( اِ. ) جغد....

فرهنگ فارسی

جا، زمین، سرزمین، شهر، ناحیه، ماوی ، زمینه ومتن، زمینه آماده برای نقاشی
( اسم ) جغد بوف .

دانشنامه عمومی

واژه بوم در معانی زیر بکار می رود:بوم نقاشی به سطحی گفته می شود که بر روی آن نگارگری (نقاشی) می کنند.بوم به معنی سرزمین و زیستگاه است.بوم به معنی جغد است.بوم نام یک گروه موزیک فانک راک در تهران است.بوم (قایق) گونه ای قایق است.بوم فصلنامه تخصصی ایران شناسی.wiki: کشتی های رایج در خلیج فارس و دریای عمان است. بوم اصلاً کشتی بادبانی است و در پنجاه سال اخیر بجای بادبان از موتور دیزل برای حرکت آن استفاده...

گویش مازنی

۱بام ۲صدای افتادن چیزی

/boom/ بام - صدای افتادن چیزی

مترادف و متضاد

تابلو

زمینه، متن

بوف، جغد، کنگر، کوف

جا، ماوا، مقام، مکان

زمین، سرزمین، قلمرو، ناحیه

سرشت، طبیعت، طینت، فطرت، نهاد

۱. بوف، جغد، کنگر، کوف
۲. زمین، سرزمین، قلمرو، ناحیه
۳. زمینه، متن
۴. تابلو
۵. جا، ماوا، مقام، مکان
۶. سرشت، طبیعت، طینت، فطرت، نهاد

region (اسم)طرف، سامان، فضا، ناحیه، منطقه، بخش، قلمرو، سرزمین، دیار، بوم، محوطه ...

کلمات مرتبط

  • بوم ساخت
  • بوم شناسی
  • بوم شناسی ازمایشی
  • بوم شناسی تاریخی
  • بوم شناسی رفتاری
  • بوم شناسی شهری
  • بوم شناسی شیمیایی
  • بوم شناسی عوارض طبیعی
  • بوم شناسی کلان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات