کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بوشیدن | کلماتور
معانی کلمه : بوشیدن
تلفظ بین المللی :
/buːʃˈidan/
تلفظ :
[bu:S'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
روان بخشیدن
روایی بخشیدن
روح بخشیدن
روشنایی بخشیدن
زمین بوسیدن
سود بخشیدن
شفا بخشیدن
کام بخشیدن
کمال بخشیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بوشیدن. [ دَ ] ( مص ) آغاز کاری کردن. ( آنندراج ). شروع به هر کاری نمودن. ( ناظم الاطباء ). || اندیشیدن. ( آنندراج ). || ملاحظه کردن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آغاز کاری کردن . شروع بهر کاری نمودن . یا اندیشیدن . یا ملاحظه کردن .
کلمات مرتبط
روان بخشیدن
روایی بخشیدن
روح بخشیدن
روشنایی بخشیدن
زمین بوسیدن
سود بخشیدن
شفا بخشیدن
کام بخشیدن
کمال بخشیدن
نظرات