Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بودنه

تلفظ بین المللی : /buːdˈaneː/ تلفظ :‌ [bu:d'ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بودنهاگن
  • بودنهایم
  • روزه بودن
  • زبان بودن
  • زبان پر بودن
  • سایر بودن
  • سبیل بودن
  • سائل بودن
  • ستوده بودن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بودنه. [ دَ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) پرنده ای است که آنرا تیهو میگویند و بعضی گویند پرنده ای است که شبیه به تیهو لیکن کوچکتر از او است و آنرا بعربی سلوی خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). سیرک. بدیده. ورتیج. سمانه. سمانی. بلدرچین. قتیل الرعد. ( یادداشت بخطمؤلف ) : و طعام ، سخت لطیف و نازک و اندک باید و دراج و تیهوج موافق تر و بودنه همه بیماریهای معده را... سخت سودمند است. ( ذ...

فرهنگ فارسی

پرنده ایست که آنرا تیهو میگویند و بعضی گویند پرنده ایست شبیه به تیهو لیکن کوچکتر از اوست و آنرا بعربی سلوی خوانند .

کلمات مرتبط

  • بودنهاگن
  • بودنهایم
  • روزه بودن
  • زبان بودن
  • زبان پر بودن
  • سایر بودن
  • سبیل بودن
  • سائل بودن
  • ستوده بودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات