کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بوجاری-کردن | کلماتور
معنی کلمه : بوجاری کردن
تلفظ بین المللی :
/buːdʒˈɑri kˈardan/
تلفظ :
[bu:dZ'ARi k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با قایق باری کالا حمل کردن
باجاروی برقی تمیز کردن
بهره برداری کردن
بهره برداری کردن از
خود را بجای دیگری قلمداد کردن
کلاه برداری کردن
باری از دوش کسی برداشتن یا بار کسی را سبک کردن
باری به هر جهت کردن
بازاری کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
winnow
(فعل)
پاک کردن، افشاندن، بجنبش دراوردن، غربال کردن، باد دادن، بوجاری کردن، بادافشان کردن
کلمات مرتبط
با قایق باری کالا حمل کردن
باجاروی برقی تمیز کردن
بهره برداری کردن
بهره برداری کردن از
خود را بجای دیگری قلمداد کردن
کلاه برداری کردن
باری از دوش کسی برداشتن یا بار کسی را سبک کردن
باری به هر جهت کردن
بازاری کردن
نظرات