بوته . [ ت َ ] (اِخ ) دهی است بمرو و در نسبت بوتقی گویند و از آن ده است : اسلم بن احمد بوتقی محدث . (از لباب الانساب ).
ظرف کوچکی که در آن طلا و نقره ذوب میکنند؛ بوتۀ زرگری.
۱. (زیستشناسی) گیاه پرشاخوبرگ که تنۀ ضخیم نداشته باشد و زیاد بلند نشود.
۲. نوعی نقشونگار که روی پارچه، جامه، یا چیزهای دیگر نقش کنند.
۳. [قدیمی] زلف؛ گیسو؛ نغوله.
(تَ یا تِ) (معر.) ( اِ.) ظرفی که طلا و نقره را در آن ذوب کنند: بوته زرگری .
(تِ) ( اِ.) 1 - گیاهی پر شاخ و برگ که زیاد بلند نشود. 2 - بچة آدمی و دیگر حیوانات . 3 - نقش و نگار روی پارچه . 4 - کنایه از: زلف و گیسو.
تکیه ای: botta / bona
طاری: bota
طامه ای: botta
طرقی: bena
کشه ای: botta
نطنزی: buta
بته، رستنی
نقشگلوبته
آماج، نشانه، هدف
بوتقه، ظرفگدازنده طلاونقره
۱. بته، رستنی
۲. نقشگلوبته
۳. آماج، نشانه، هدف
۴. بوتقه، ظرفگدازنده طلاونقره