Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بوباش

تلفظ بین المللی : /bˈuːbɑʃ/ تلفظ :‌ [b'u:bAS]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • طغای بوقاشیخ
  • باباشاه اصفهانی
  • باباشمل
  • باباشمل نشریه
  • قرن البوباه
  • بوباستیس
  • بودباش
  • بودباش گزیدن در
  • جمیله بوپاشا
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

بوباش. ( ص ، اِ ) قدیم و جاوید و همیشه و سرمد و جاویدان. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). بود و وجود واجب یعنی هستی خدای که بوده باشد. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). از برساخته های فرقه آذرکیوان است. و رجوع به فرهنگ دساتیری ص 236 شود.

دانشنامه عمومی

کلمه بوباش یک کلمه ترکیبی میباشد بو + باش . بو در زبان آذری یعنی این و باش در زبان آذری یعنی سر با ترکیب این دو کلمه ( این سر ) به وجود می آید . این سر یا همان بوباش یک قسم آذری میباشد یه طور مثال کسی میخواسته قسم بخورد می گفت به این سر قسم یا همان بوباش


کلمات مرتبط

  • طغای بوقاشیخ
  • باباشاه اصفهانی
  • باباشمل
  • باباشمل نشریه
  • قرن البوباه
  • بوباستیس
  • بودباش
  • بودباش گزیدن در
  • جمیله بوپاشا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات