بواد. [ ب ُ ] ( فعل دعایی ) بمعنی باشد و این الف ، الف تمنا و دعا است چنانکه شواد بمعنی ان شأاﷲ. و مثال بماناد و نماناد که در دعا و نفرین گویند و بمیراد و نمیراد. ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ) :
دی و فرودینت خجسته بواد
در هر بدی بر تو بسته بواد.
فردوسی.