معانی کلمه : بواد
لغت نامه دهخدا
بواد. [ ب ُ ] ( فعل دعایی ) بمعنی باشد و این الف ، الف تمنا و دعا است چنانکه شواد بمعنی ان شأاﷲ. و مثال بماناد و نماناد که در دعا و نفرین گویند و بمیراد و نمیراد. ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ) :
دی و فرودینت خجسته بواد
در هر بدی بر تو بسته بواد.
دی و فرودینت خجسته بواد
در هر بدی بر تو بسته بواد.
فرهنگ عمید
باد۲#NAME?
= باد۲
فرهنگ معین
(بُ ) (فعل دعایی از بودن ) بُوَد، باشد.
فرهنگ فارسی
دعا، باشد، باد، سوم شخص مفرد
( فعل سوم شخص مفرد فعل دعایی از بودن ) بود باشد .
( فعل سوم شخص مفرد فعل دعایی از بودن ) بود باشد .
