کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه به-توپ-بستن | کلماتور
معنی کلمه : به توپ بستن
تلفظ بین المللی :
/beː tˈuːp bˈastan/
تلفظ :
[be: t'u:p b'astan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
به توپ بستن مجلس
موشه تو سوراخ نمی رفت جارو به دمش می بست
بتوپ بستن
تو به تو هاکردن
تون به تونی
او به توس نویدن
مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان
اب کسی با دیگری به یا توی یک جوی یا جوب رفتن
اخم را توی هم کردن یا درهم کشیدن یا به هم کشیدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
به توپ بستن. [ ب ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) جائی یا چیزی راهدف توپ قرار دادن : محمدعلی شاه قاجار مجلس را به توپ بست ؛ یعنی آنجا را با توپ خراب و ویران کرد. || کسی را بر دهانه توپ بستن و توپ را آتش کردن ، چنانکه محکوم پاره پاره شود. و رجوع به توپ شود.
کلمات مرتبط
به توپ بستن مجلس
موشه تو سوراخ نمی رفت جارو به دمش می بست
بتوپ بستن
تو به تو هاکردن
تون به تونی
او به توس نویدن
مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان
اب کسی با دیگری به یا توی یک جوی یا جوب رفتن
اخم را توی هم کردن یا درهم کشیدن یا به هم کشیدن
نظرات