کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه به-بری | کلماتور
معنی کلمه : به بری
تلفظ بین المللی :
/beː bˈari/
تلفظ :
[be: b'aRi]
پیمایش سریع
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
به بُری
معتاد به زندگی بری
علیه من به کار می بری
باسن به یامیله بریدن
بریدن به قطعات کوچک
مربوط به بریتانیا
بند به کد بریدن
اگر یک من ارزن روی سر کسی بریزند یک دانه اش هم به زمین نمی ریزد
کسی نمی داند چه خاکی به یا بر سر خود بریزد یا کند
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگستان زبان و ادب
{high grading} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] بریدن درختان دارای بیشترین ارزش تجاری که باعث می شود تودۀ برجای مانده هم ازلحاظ ژن شناختی و هم ازنظر تنوع گونه ای تضعیف شود
کلمات مرتبط
به بُری
معتاد به زندگی بری
علیه من به کار می بری
باسن به یامیله بریدن
بریدن به قطعات کوچک
مربوط به بریتانیا
بند به کد بریدن
اگر یک من ارزن روی سر کسی بریزند یک دانه اش هم به زمین نمی ریزد
کسی نمی داند چه خاکی به یا بر سر خود بریزد یا کند
نظرات