بنی . [ ب ُ ] (ع اِ) نوعی از ماهی . (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). || (ص نسبی ) منسوب به بن . (منتهی الارب ) (الانساب سمعانی ).
بنی . [ ب ُ ن َی ْ ی ] (ع اِ مصغر) بکسر مصغر ابن . پسرک . پسرو. (از فرهنگ فارسی معین ) : آن جایگاه کانجمن سرکشان بودتو بوفلانی آن دگران ابنه و بنی .منوچهری ....
فرهنگ عمید
۱. پسران. ۲. فرزندان.
فرهنگ فارسی
پسرک، پسران وفرزندان ( اسم ) پسرک پسرو
دانشنامه عمومی
بنی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:بنی (دزفول)بنی (رامهرمز)استان بنیwiki: کمون در کشور فرانسه است که در Canton of Coligny واقع شده است.فهرست شهرهای فرانسه۱ داده های فرانسه رودخانه و دریاچه و یخچال ها را در نظر نگرفته است > ۱ km² (۰٫۳۸۶ مایل مربع یا ۲۴۷ هکتار)بنی ۱۸٫۲۵ کیلومترمربع مساحت و ۷۴۲ نفر جمعیت دارد و ۲۲۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.wiki: بنی (کمون)...
گویش مازنی
آبسه ی دندان
زیردیگی ته دیگ
رنگ سیاه حاصل از دود
۱زلفین در ۲قلابی که زنجیر،در آن انداخته شود
/beni/ زیردیگی ته دیگ & رنگ سیاه حاصل از دود & آبسه ی دندان & زلفین در - قلابی که زنجیر، در آن انداخته شود
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی بَنِی: فرزندان -پسران(در عباراتی نظیر"بَنِی إِسْرَائِیلَ "نون آخر به دلیل مضاف بودن حذف شده است)معنی بُنَیَّ: پسرکممعنی بَنِیَّ: فرزندان من - پسران منمعنی سُلَیْمَانَ: از پیامبران بنی اسرائیل و فرزند حضرت داوودمعنی یَسَعَ: نام یکی از انبیای بنی اسرائیل علی نبینا و علیه السلاممعنی جَالُوتَ: نام پادشاهی ستمگر از قبطیان مصر که بر بنی اسرائیل حکومت می کرد(همزمان با پیامبری حضرت ارمی...
واژه نامه بختیاریکا
( بِنی ) درهنگام خرمنکوبی؛ حیوانات را در یک ردیف به چوب میانه خرمن می بندند. به جایگاه کنار چوب گلو و حیوان بسته شده در آنجا گلوی؛ و به کناره خرمن سرپر و حیوان بسته شده در آنجا سرپری گوینداز قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری و...