معانی کلمه : بنگاه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. خانه.
۲. انبار.
۳. جای دادوستد.
۴. سازمان، مؤسسه.
۲. انبار.
۳. جای دادوستد.
۴. سازمان، مؤسسه.
فرهنگ معین
(بُ ) (اِمر. ) ۱ - سرای ، خانه . ۲ - جای داد و ستد. ۳ - سازمان ، مؤسسه . ۴ - انبار، مخزن . ۵ - جای بند و ساز و برگ سپاه . ،~ سخن پراکنی ایستگاه فرستندة رادیویی . ، ~ خیریه سازمانی که داوطلبانه به نیازمندان یاری می رساند. ، ~ شادمانی موسسه ای که در جش
فرهنگ فارسی
دفتری که معاملات املاک در آن انجام شود
دانشنامه عمومی
شرکت ، محل داد و ستد.
مترادف و متضاد
دکان
منزل، خانه، کاشانه
آژانس، سازمان، موسسه
جا، ماوا، مرکز، مقام
۱. آژانس، سازمان، موسسه
۲. جا، ماوا، مرکز، مقام
۳. منزل، خانه، کاشانه
۴. دکان
فرهنگستان زبان و ادب
{agency} [مشترک حمل ونقل] دفتری که معاملات املاک در آن انجام شود
