کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بندبند | کلماتور
معانی کلمه : بندبند
تلفظ بین المللی :
/benˈadband/
تلفظ :
[ben'adband]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ربات بندبند
بنداندازان
نارنج بندبن
بند بند کردن
بندانداز
بندنده
بندبن
بندبنا
پس بندبن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
بندبند. [ ب َ ب َ ] ( ق مرکب ) جزٔجزء. تکه تکه. قطعه قطعه. پاره پاره : و از حال ری و خوارزم بندبند و اندک اندک از آن گویم که دو باب خواهد بود سخت مشبع. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 474 ).
به ترکیب آن سنگها بندبند
برآورد بیدر حصاری بلند.
نظامی.
فرهنگ فارسی
جزئ جزئ ٠ تکه تکه ٠ قطعه قطعه ٠ پاره پاره ٠
مترادف و متضاد
articulated
(صفت)
بند بند
segmentary
(صفت)
بند بند
کلمات مرتبط
ربات بندبند
بنداندازان
نارنج بندبن
بند بند کردن
بندانداز
بندنده
بندبن
بندبنا
پس بندبن
نظرات