معانی کلمه : بنجی
لغت نامه دهخدا
بنجی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) نسبت است به بنج رودک که قریه ای است از قرای رودک در نواحی سمرقند. ( انساب سمعانی ).
فرهنگ فارسی
نسبت است به بنج رودک که قریه ایست از قرای رودک در نواحی سمرقند ٠
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
برنجی
/benji/ برنجی
